خرید بک لینک
دلتنگم شبیه غربت مهاجری تنها و بی پناه ؛ درمانده ام شبیه پرستویی گیر کرده در طوفان شن ؛ نگرانم شبیه مادری بر بالین تب دار فرزندش ؛ ترسیده ام شبیه کاروانی گم کرده راه ؛ نا امیدم شبیه خلبانی که از کابین نقص فنی را اعلام می کند و می داند هیچ چاره ای نیست ؛ تمام دل نگرانی های منفی را به یک جا تجربه می کنم وقتی می دانم و یقین دارم که تو را اشتباه برگزیدم و باید رهایت کنم .... من طاقت دوباره ی شکستی دیگر را ندارم ... تمام می شوم باور کن ...

برچسب: نویسنده: غزل عباسی تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1402 ساعت: 16:46

امشب را به خاطر خواهم سپرد ؛شبی که اعتمادی برای همیشه از دست رفت، شبی که حرمت ها چون بلوری چینی شکسته شد و نقش بر زمین نشست یادش گرامی ...

برچسب: نویسنده: غزل عباسی تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1402 ساعت: 16:46

صفحه بندی